جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

611

تحفة الملوك ( فارسى )

شدن علوم و حقايق و معارف در قلوب ، عالم قدس و از نزد خداوند است و تا وقتى كه قلوب سرنگون به عالم رجس و مشغول به مردمان و به اسباب دنيويه و كتب نقشيّه و آلات ظاهريه است ، افاضه شدن آن‌ها ممكن نيست و ممتنع است . آرى هر كاسه كه سرنگون بود پر نشود . پس هركس كه عاقل و عارف و طالب كمال و معارف باشد بايد كه اين طريقه را از دست ندهد ؛ چون‌كه او است باب ، و او است اسباب ، و خداوند فرموده است كه وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها « 1 » و از براى هرچيزى سببى قرار داده است ، پس امر و دستور خداوند را بايد كه تابع گردد و مضمون قول و طريقه فعل او را فراموش ننمايد و خود را به توسل زدن به امور و طرق و باب و اسباب ديگر كه نه باب دخول و نه اسباب وصول است ، معطل و متحير و سرگردان نگرداند . كرد غدار يار كه بگرفت ماه از او * خوش حلقه‌اى است ليك به در نيست راه از او ابروى دوست گوشهء محراب دولت است * آن‌جا بمال چهره و حاجت بخواه از او اى جرعه نوش مجلس جم سينه پاك دار * كايينه‌اى است جام جهان‌بين كه راه از او كردار اهل مدرسه‌ام كرد مى پرست * اين دود بين كه نامهء من شد سياه از او « 2 » و اما ترك ما لا يعنى ، پس عبارت است از ترك نمودن و گذشتن نفس از فضولات و از آن‌چه قاصد خير آن نيست و سبب و وسيلهء هيچ كدام از منافع دينى و دنيوى آن نمىباشد و در اشتغال به آن‌ها غير از لهو و لعب و تضييع اوقات و ساعات و ايام و شهور و عمر ديگر چيزى حاصل و خيرى عايد او نمىگردد . و اين خصلت ايضا از خصايص انبيا و اوليا و كمّل اهل عقل است . و همين است ايضا كه در احاديث تحريص شديد بر آن شده و وسيلهء رسيدن به فيوضات و كمالات نفسانيهء دينيه و به نعمت‌هاى دنيويّه ، كه وسايل و مقدمات امور دينيه‌اند و موجب خسران اين‌كس نيستند ، قرارداد شده است . و به خصوص از براى وسعت رزق و سد باب فقر و فاقه ، سبب عظيمى و باب محكمى مىباشد . و اما محافظت بر ما ينفع ، پس عبارت است از محافظت نمودن و منحصر گردانيدن اشتغال نفس را بر آن‌چه مفيد و نافع در امر دين

--> ( 1 ) . بقره : 189 . ( 2 ) . ديوان حافظ ، ص 285 ، رقم 413 .